قلعه مرغی: روزگار هرمی

  • عنوان کتاب: قلعه مرغی: روزگار هرمی
  • نویسنده: سلمان امین
  • ناشر: هیلا
  • سال نشر: 1390
  • دسترسی:

    مشاهده وضعیت امانت

  • کتاب قلعه مرغی داستان پسر نوجوانی به نام عباس است که به سبک اعتراف‌نگاری نوشته شده است. در این اعترافات عباس و یا به نوعی درددلی که او با مخاطب کتاب می‌کند، شما با کل ماجرای این نوجوان جنوب شهری و اهل محله قلعه مرغی آشنا می‌شوید که در یک شبکه هرمی گرفتار شده است. این داستان که تمی اجتماعی دارد فضایی طنز را نیز ایجاد کرده است طنزی که با لحن و فضای کلی کار جور در می آید و به اصطلاح وصله‌ای ناجور نیست و به دل می‌نشیند. زبان ساده و فضای صمیمی اثر، باعث جذابیت دوچندان آن شده است
    در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
    دفعه اول خانه حسن این‌ها دیدمش. از فامیل‌های دور بابای حسن بود. از این‌ها که سالی یک بار توی ختمی، جشنی چیزی سر و کله‌شان پیدا می‌شود و از دور با آدم سلام‌علیک می‌کنند، بعد دوباره تا سال بعد گم و گور می‌شوند. یک پسر لاغر سبزه بود که سر همین موضوع بهش هادی بِلَک هم می‌گفتند. پاهای پرانتزی ناراحت‌کننده‌ای داشت و ته‌ریش نمره هشت. نه این‌که درست اندازه گرفته باشم یا از خودش پرسیده باشم ولی در اصل، ته‌ریش آن‌قدری همان نمره هشت می‌شود. از این شلوارهای جین پاره‌پوره هم تن کرده بود. همان‌جا با حسن شرط بستم که شلوارش باید بعداً پاره شده باشد. لااقل از یک جاهاییش بعداً پاره شده بود. اما حسن، محض خاطر خودش هم که شده زیر بار نمی‌رفت. می‌گفت: «نه بابا، چی می‌گی؟ پسره خرپوله، محال ممکنه.» کمی باهاش بحث کردم تا بالاخره قانع شد بعداً راجع بهش حرف بزنیم. به خدا اگر آن تُنبان نکبتی‌اش درست از روی زانو پاره نشده بود من هم اصراری نداشتم. تازه همین یکی که نبود. جورابش هم کلی کثیف بود که آن را هم حسن می‌گفت کفشش رنگ پس می‌دهد. اما این‌ها حرف یامفت است. جوراب کثیف و شلوار پاره آبرو برای آدم باقی نمی‌گذارد. کار از آن‌جا خراب بود که با همین ریخت و روز قزمیتش ادعا می‌کرد که می‌تواند ظرف مدت‌زمان کوتاهی مایه‌دارم کند. نکرده بود حداقل کت و شلواری چیزی برای خودش راست و ریست کند که حرفش را راحت‌تر به کرسی بنشاند. قبول دارم که تعداد آدم‌های کت و شلواری ناجوری که تا حالا دیده‌ام خیلی زیادتر از خوب‌هاشان است اما به هر حال هر کاری حساب خودش را دارد. اگر کسی خواست حداکثر می‌شود کراوات نزند، ولی با لباس‌های جرواجری نباید در باره پیشنهادهای مالی کلان صحبت کرد.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
    70   دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 03 آذر 1400 ساعت 05:55

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آيكون مراجعه

300796کتاب چاپی
2314نشریه چاپی
25346پایان‌نامه
507صندلی برای مطالعه
102سیستم‌های رایانه
25000اعضاء